جهان سلامت-* جبار رحماني: اين روزها نام استان خوزستان را در خبرها بسيار مي‌شنويم. استاني كه در جنوب غربي كشور ما در سواحل خليج فارس قرار گرفته است. عمده خبرها حول بحران‌هاي محيط زيستي يعني كمبود شديد آب و آلودگي شديد هوا و غبارهاي گسترده مطرح مي‌شوند.

به گزارش جهان سلامت به نقل از اعتماد ، اين وضعيت آشفته در جامعه‌ رسانه‌اي زياد شنيده مي‌شود: خوزستان آب ندارد. به نظر مي‌رسد مساله خوزستان فراتر از اين مواردي است كه اين روزها مطرح مي‌شود. شايد بتوان گفت هيچ منطقه‌اي از كشور ما به اندازه خوزستان سرنوشتش شبيه كشور ايران در كليت آن نيست. مي‌توان گفت كه خوزستان، استعاره‌اي از ايران است.

ايران معاصر كشوري است با منابع مالي بسيار زياد ناشي از طلاي سياه، ‌يعني نفت ‌و حكومت‌هايي كه استقرار و حكمراني و در نهايت اقتدارشان مبتني بر ذخاير نفتي است. از سوي ديگر اين حكومت ‌در سرزميني است كه دشت‌هاي پهناور و پرباري دارد و منابع آبي گسترده‌اي نيز در دسترس است. از سوي ديگر جامعه ايران، هميشه به تاريخ بسيار طولاني، غناي فرهنگي و مذهبي بسيار عميق و همچنين سرمايه انساني و نخبگان انبوهش و همچنين به موقعيت استراتژيك كليدي‌اش در قلب جهان مي‌نازيده است.

به عبارت ديگر ابعاد اقتصادي، ‌سياسي و اجتماعي و فرهنگي ايران معاصر، دقيقا مولفه‌هايي را دارد كه همه آنها را مي‌توان به طور مينياتوري در خوزستان ديد. هيچ استان ديگري اين قابليت استعاري براي بازنمايي وضعيت ايران معاصر را ندارد. خوزستان به مثابه يك جامعه كوچك، تركيبي است از اقوام و زبان‌ها و مذاهب بسيار كهن و ميراث فرهنگي غني آنها، منابعي عظيم از نفت و آب و خاك و موقعيت استراتژيك سياسي ملي و بين‌المللي.

اما نكته جالب‌تر آنكه اين دو قلمرو ايران و خوزستان، ‌سرنوشتي مشابه يافته‌اند: هر دو با وجود همه اين منابع دچار بحران‌هاي بسيار حياتي حتي در مقدمات اوليه زيست ساكنان‌شان شده‌اند: ‌آب و هوا در سطح كلان ايران و سطح خرد خوزستان، آلوده و آشفته شده‌اند. منابع نفتي معلوم نيست در كجا و چگونه صرف مي‌شوند و مديريت ناكارآمد هردوي اينها را به ورطه بحران و فروپاشي كشانده است.

هرچند مي‌توان همه اينها را در مفهوم كلان حكمراني ناكارآمد خلاصه كرد. البته در كاربرد مفهوم حكمراني لزوما نبايد حكومت را تنها متغير دانست، ‌بلكه همه نيروهاي اجتماعي، ‌سياسي و اقتصادي و مذهبي‌اي كه قدرت اثرگذاري و تعين بخشي دارند را در مجموعه‌اي به هم پيوسته از نيروهاي متداخل بايد در نظر گرفت. نكته آنكه هر دو اينها از يك‌سو خاطره‌اي از شكوه و بزرگي و رفاه و آسايش مطلوب دارند، هردوي اينها هم خودشان را مستحق زندگي بسيار بهتري مي‌‌دانند.

مردمان خوزستان، ‌همانند مردمان ايران، لزوما از دل محروميت و فقر برنخاسته‌اند، هردوي آنها مي‌دانند بر چه منابع عظيمي از ثروت ايستاده‌اند، هردوي آنها خاطراتي از دوران‌هاي باشكوه و رونق را دارند و هردوي آنها خودشان را شايسته و لايق بهترين‌ها مي‌دانند و همين شكاف وضع موجود و وضعي كه حق اوليه و حداقلي خودشان مي‌دانند، تحمل مصائب امروزشان را سخت‌تر كرده است و شايد گاهي پيامدهاي منفي‌اي هم ايجاد كرده است: نوعي گريز از جايي كه در آن هستيم، يعني تمايل گسترده به مهاجرت از جايي كه انگار اميدي به آباداني آن نيست. آنچه ذيل عنوان فرار مغزها و سرمايه‌ها بسيار شنيده مي‌شود، ناشي از همين وضعيت است.

شباهت ديگري هم ميان اين دو هست: مي‌توان گفت افول و انحطاط اين دو جغرافيا، ‌يعني ايران و خوزستان در تلفيقي ناميمون از ناكارآمدي‌هاي مديران داخلي و دسيسه‌ها و زد و بندهاي نظام كلان پيراموني شكل گرفته است. نوعي تباني ناخواسته دست‌هاي آلوده داخلي و بيروني. به عبارت ديگر نمي‌توان افول ايران را صرفا به نيروهاي بيروني ‌همانطور كه نمي‌توان آن را صرفا به تصميم‌هاي غلط نيروهاي داخلي منسوب كرد. هرچه هست، اين دو جغرافيا، غرق در نابساماني و آشفتگي شده‌اند.

اصولا خوزستان همانند كل ايران، ‌در مساله آب و كشاورزي به نقطه‌اي بحراني رسيده است ولي هنوز سياست‌گذاري‌هاي مبتني بر اقتصاد انتقال آب‌ و سياست‌هاي تسكين‌بخش موقتي مبنا هستند. هنوز مساله سدسازي‌هاي گسترده كه از يكسو نيازهاي تبليغاتي سياسيون را ارضا مي‌كرد و از سوي ديگر جيب مهندسان رانتي قرار نيست براي حل بحران آب خوزستان، ‌اصلاح شود.

به عبارت ديگر مدلي كه در مواجهه با بحران‌هاي زيست‌محيطي خوزستان ديده مي‌شود: يعني استفاده از راه‌هاي تسكين‌‌بخش موقتي، البته با هزينه‌اي بسيار گران از جيب بيت‌المال، در سطح كشوري هم هست. تبعيض‌هاي منفي سرمايه‌هاي انساني قومي و مذهبي، ‌امتداد همان سياستي است كه در مواردي اصولا در نظام اجتماعي و فرهنگي ايران، ‌تكثر فرهنگي و مذهبي را نه يك سرمايه، ‌كه يك تهديد مي‌بيند. خوزستان به نحو عجيبي امتداد ايران است: كارآمدي‌ها و ناكارآمدي‌ها، الگوهاي يكسان و مشابه سياست‌گذاري و مديريت.

برآيند اين وضعيت شكل‌گيري موقعيتي از حيات جمعي در اين دو سطح كشوري و استاني است كه ناامني به مساله‌اي بنيادي در زندگي روزمره افراد تبديل مي‌شود: ناامني اجتماعي، ‌ناامني فرهنگي و ناامني اقتصادي- سياسي ‌و اين روزها هم ناامني محيط زيست و نتيجه طبيعي اين وضع، ‌ميل بسيار گسترده به مهاجرت و فرار سرمايه‌هاي انساني و مادي است، دردي كه اين روزها وخامت اوضاع ايران و خوزستان را هر لحظه بيشتر مي‌كند.

اما در تلاطم اين نظام‌هاي حكمراني ناكارآمد و سياست‌گذاري‌هايي كه همچنان در حوزه آب و محيط زيست بر همان محوري قبلي هستند، ‌‌در نهايت اين وضع را وخيم‌تر خواهد كرد . سيطره اقتصاد سياسي تسكين بخش به جاي اقتصاد سياسي درمانگر و شيوه‌هاي حل مساله كوتاه‌مدت و ظاهري به جاي حل مساله بنيادي و سيطره نظام‌هاي رانتي به دليل نفوذي كه در مراكز تصميم‌گيري پيدا كرده‌اند ‌وبرخي از دست‌هاي آلوده‌اي را كه فقط به فكر منافع‌شان هستند، ايجاد كرده‌اند و اينان تا اطلاع ثانوي مانع اصلاح اساسي وضع موجود خواهند شد.

در ميانه اين تصوير مبهم و اندكي تيره يك نقطه اميد و يك جريان زندگي‌بخش وجود دارد: نهادهاي مدني. نهادهايي كه از دل مشاركت فعالانه نيروهاي خلاق اجتماعي و براي اهداف «ديگري‌خواهانه» و بر اساس شيوه‌هاي معقول جهت دستيابي به توسعه پايدار وارد ميدان شده‌اند. هرچند اين شعله‌هاي پراكنده هنوز توان روشني‌بخشي به آينده تيره پيش روي اين دو منطقه را ندارند، اما به نظر مي‌رسد در وضعيت موجود و عدم كفايت نظام‌هاي سياست‌گذاري و تصميم‌گيري و روند رو به وخامت، تنها نقطه اتكا همين نيروهاي مدني هستند .

اصولا دولت ها در توجيه عملكردهاي‌شان به مردمي ارجاع مي‌دهند كه بيشتر به يك مفهوم و مجموعه تهي شبيه هستند تا يك واقعيت عيني بيروني. از سوي ديگر در جهان جديد، ‌اصولا مردم به صرف مردم بودن‌شان قدرت پيگيري خير جمعي و منافع جمعي‌شان را ندارند زيرا زماني اين خير جمعي و منافع جمعي (حتي در حد و سطح يك گروه يا يك صنف و …) قابل حصول و وصول است كه به شيوه‌اي نهادي و از طريق مكانيسم‌هاي اخلاقي-عقلاني جمع‌گرايانه دنبال شود. موقعيت ناامني كه اين روزها در جامعه ايران و خوزستان حاكم شده است، موقعيتي است كه هركسي را الزاما به سمت پيگيري منابع شخصي‌اش هدايت مي‌كند. وضعيت غيرقابل پيش‌بيني، ‌آينده‌اي مبهم و گاه موقعيت‌هاي مشوش و معيشت‌هاي لرزان و ناپايدار، ‌هر عضو جامعه را به سمت پيگيري راه‌هاي بقاي شخصي خودش هدايت خواهند كرد.

دولت نيز در عمل نشان داده كه نه تنها بر بحران فائق نمي‌تواند بشود، ‌بلكه بر آن خواهند افزود. گروه‌هاي ذي‌نفع در شرايط موجود نيز عموما سياست‌هاي احتمالا درست را به بيراهه‌هايي براي منافع مافيايي خودشان تبديل خواهند كرد، ‌همان‌گونه كه در مثال ارز تك‌نرخي ديده شد كه چگونه شبكه‌اي از افراد بخش خصوصي و دولتي به غارت منابع ملي ارز پرداختند.

به همين سبب تنها نقطه اميد، نهادهاي مدني هستند كه از يك‌سو مبتني بر خير و منافع جمعي هستند و از سوي ديگر مبتني بر شيوه‌هاي نهادينه و عقلاني از پيگيري امور و اين روزها هم عميقا مبتني بر شفافيت و صداقت در امور هستند. فقدان نهادهاي مدني يك آسيب جدي در جامعه ايراني معاصر است: اين فقدان از يك‌سو مانع از آن مي‌شده كه مردم بتوانند در قشرها و گروه‌بندي‌هاي مختلف منافع جمعي‌شان را صورت‌بندي كنند و از سوي ديگر امكان واسطه‌مندي براي ترجمان خواسته‌هاي مردم در برابر حكومت و مهار اراده حكومت در مواجهه با مردم وجود نداشته است.

در نتيجه عموما حكومت فعال مايشاء بوده و مردم در خسران دايمي. فقدان نهادهاي مدني ريشه‌دار و نهادينه شده نه تنها در ايران بلكه در خوزستان هم مشهود است. هرچند اين روزها در يكي، دو دهه اخير مجموعه وسيعي از اين نهادها شكل گرفته‌اند و افتان و خيزان به دنبال آباد كردن راهي هستند كه نه تنها مورد غفلت، بلكه گاه مورد تخريب هم قرار گرفته است.

در چنين شرايطي همچنان مي‌توان گفت كه خوزستان همان ايران كوچك است: ‌در داشته‌هايش، ‌در سرمايه‌هايش، ‌در بحران‌هايش و در آينده مبهم پيش رويش. در اين ميان حتي راه‌حل‌شان نيز مشابه است: راه نجات در بستر نهادهاي مدني است كه امكان اميد اجتماعي و اصلاح اجتماعي را فراهم مي‌كنند. شايد موقعيت وخيم فعلي بتواند عقل بقا را در اين دو عرصه خرد و كلان به كار اندازد به گونه‌اي كه يك نيروي مخرب يا يك گروه ذي‌نفع نتوانند كليت اين دو جامعه را دستمايه و قرباني خودشان كنند. بر اين مبنا مي‌توان گفت كه آينده ايران و خوزستان شببيه هم هست: يكي در مقياسي كوچك و ديگري در مقياسي وسيع. گويي مي‌توان به سادگي فهميد چه بر سر هركدام خواهند آمد.

در هر دوي اينها تصميم‌هاي خطيري بايد گرفته شود، ‌سياست‌هاي غلطي بايد اصلاح شود، مبارزات گسترده‌اي بايد عليه فساد سيستماتيك انجام شود و مهم‌تر از همه در تعامل ميان مردم، ‌نهادهاي مدني و دولت، امكاني براي حكمراني كارآمد و مبتني بر خير جمعي فراهم شود وگرنه همانطور كه خوزستان آب ندارد، ‌ايران هم آب ندارد و هر دوي اينها در آينده مي‌توانند تا مرز تبديل شدن به يك بيابان بزرگ پيش بروند. با اين تفاوت كه طبيعت اين دو سرزمين سرجايش خواهند ماند، ‌اما مردمانش به ورطه سقوط خواهند رسيد. به همين سبب خوزستان يك پايلوت بسيار دقيق و شايسته براي تمرين تصميم‌گيري‌هاي درست براي آينده ايران است.

نمي‌توان خوزستان را مستثني كرد، ‌چون شاهرگ حياتي اقتصاد سياسي ايران، ‌يعني طلاي سياه نفت در آن قرار دارد، ‌براي همين هم سرنوشت خوزستان، ‌سرنوشت ايران است. حال هر دو اين دو قلمرو خراب است. آسيب‌هاي زيست محيطي و اجتماعي رو به افزايش و گسترش هستند و نظام تدبير مدن، ‌در هر دو دچار ناكارآمدي شده است. آنچه بايد براي نجات انجام شود، را مي‌توان در خوزستان ديد. نظام تصميم‌گيري كلان كشور اگر نتواند مساله خوزستان را به نحو درست، ‌نه به شيوه تسكين‌بخش موقتي، حل كند؛ ‌قطعا خواهند توانست مساله كشور را هم حل كند. براي همين خوزستان آينه تمام‌نماي امروز و آينده ايران است.

مي‌توان شاهد سرنوشت و تقدير اين دو قلمرو بود، هركدام تصويري است از ديگري، يك تصويري محدب و ديگري تصويري مقعر؛ يكي در مقياسي بزرگ و يكي در مقياسي كوچك. هرچه هست امروزه زندگي در اين دو قلمرو دشوار شده است و بايد با تكيه بر اميد، تصميم‌گيري‌هاي عاقلانه، سياست‌گذاري‌هاي مبتني بر خير جمعي، مكانيسم‌هاي شفاف مالي و اقتصادي براي جلوگيري از رانت و تكيه بر منابع انساني موجود و تغيير نسلي در مديران ناكارآمد و… راهي به سوي نجات يافت. شايد نتوان در اينجا راه‌حلي مشخص و صريح را تعيين كرد، ‌اما مي‌توان گفت كه آينده اين دو قلمرو را مي‌توان در هركدام‌شان جست‌وجو كرد: خوزستان حال و آينده ايران است. خوزستان پايلوت تجربه و اصلاح خرد حكمراني كارآمد در ايران است.

*استاديار انسان‌شناسي فرهنگي/پژوهشكده مطالعات فرهنگي و اجتماعي


جهان سلامت:فروردین ۹۶، نمایندگان مجلس هرگونه بهره برداری مخرب و آلاینده غیرقابل جبران تالاب ها را ممنوع کردند. در جلسه علنی ۳۰ فروردین ۱۳۹۶ مجلس و در جریان بررسی لایحه حفاظت، احیا و مدیریت تالاب های کشور، نمایندگان ماده اول این لایحه را تصویب کردند. بر اساس این ماده، هرگونه بهره برداری که به تخریب و آلودگی غیرقابل جبران تالاب ها منجر شود، ممنوع است؛ مرجع تشخیص تخریب و آلودگی غیرقابل جبران، سازمان حفاظت محیط زیست است.

به گزارش جهان سلامت به نقل از آرمان ،همچنین براساس تبصره این ماده، دستورالعمل تخریب و آلودگی غیرقابل جبران تالاب ها حداکثر ظرف مدت شش ماه از تاریخ ابلاغ این قانون توسط سازمان حفاظت محیط زیست تهیه می شود و به تصویب هیات وزیران می رسد تا مبنای عمل سازمان مذکور و تمامی مراجع ذی ربط قرار گیرد. این دستورالعمل باید متضمن حفظ و احیا تالاب های کشور باشد. به گزارش مهر، این ماده با ۱۳۴ رأی موافق، شش رأی مخالف و شش رأی ممتنع از مجموع ۱۹۶ نماینده حاضر در صحن علنی مجلس به تصویب رسید.

خشکسالی جان جازموریان پرآب را هم گرفت

زخم عمیق خشکسالی های پیاپی و کاهش منابع آبی بر پیکره تالاب جازموریان کرمان، موجب ازبین رفتن زیستگاه ها و بروز ریزگردها شده طوری که جهان سلامت مردمان جنوب شرق کشور به ویژه استان کرمان را در معرض تهدید جدی قرار داده است. نخستین تهدید تالاب ها در استان کرمان شاخص تغییر اقلیم و خشکسالی است و این تهدید بسیاری از دستگاه ها از جمله محیط زیست و منابع طبیعی را طی سالیان گذشته به طور متناوب درگیر کرده است.

آب این تالاب جازموریان به وسیله شماری آبراهه و ۹۱ رودخانه کوچک و بزرگ از جمله دو رودخانه دائمی بمپور و هلیل رود تامین می شد که ساخت سدها روی رودخانه های تغذیه کننده جازموریان به ویژه هلیل رود و بمپور و تامین نشدن حقابه ها، مهم ترین دلیل خشک شدن این تالاب بین المللی بوده است. پوشش گیاهی تالاب جازموریان که رطوبت تالاب را حفظ می کرد به علت چرای بی رویه دام ها به مخاطره افتاده و دیگر آبی در آن باقی نمانده و زیستگاه گونه های متفاوت جانوری که زمانی در این تالاب زیست می کردند به مخاطره جدی افتاده است. خشک شدن تالاب جازموریان موجب تولید حدود ۲۵ درصد از کانون های داخلی ریزگرد کشور شده است و اینک این ریزگردها در استان های کرمان، هرمزگان و سیستان و بلوچستان جولان می دهند.

آسیب های غیرقابل جبران جازموریان

اردیبهشت ۹۷، مدیرکل حفاظت محیط زیست استان کرمان گفت: حتی با اتمام خشکسالی و افزایش بارندگی، احیای تالاب جازموریان، آسیب های وارد شده به محیط زیست و سفره های زیرزمینی براحتی قابل جبران نیست. رضا جزینی زاده افزود: آبهای تجدید پذیر استان کرمان بر اساس آخرین آمار آب منطقه ای ۵/۵ میلیارد مترمکعب بوده است و از این میزان به صورت زیرزمینی و سطحی شش میلیارد و ۸۰۰ میلیون مترمکعب معادل ۱۲۳ درصد سالانه برداشت می شود. او تصریح کرد: برداشت بی رویه از منابع آبی موجب ایجاد وضعیت بحرانی آب و خشک شدن تالاب ها شده است و استان کرمان با این میزان برداشت آب، به سمت بحرانی سخت پیش می رود.

مدیرکل حفاظت محیط زیست استان کرمان گفت: آب های تجدید پذیر کشور در دهه ۱۳۴۰ به میزان ۱۳۲ میلیارد مترمکعب بوده و میزان برداشت آب حدود ۵۰ میلیارد مترمکعب در سال بوده است. وی افزود: امروز در کشور ۸۸ میلیارد مترمکعب تولید آبی و ۹۷ میلیارد مترمکعب برداشت آب در کشور می شود و حدود ۱۱۰ درصد از آب های تجدیدپذیر کشور سالانه مصرف می شود و بسیار بیشتر از میانگین مصرف دنیا است.

تولید ۲۵ درصد ریزگردهای کشور با جازموریان

جزینی زاده عنوان کرد: تالاب جازموریان در استان کرمان حدود ۲۵ درصد از ریزگردهای داخلی کشور را تولید می کند و ۸٫۹ درصد از ریزگردها مربوط به رگه های معدنی متروکه و درحال بهره برداری است. وی گفت: اداره کل حفاظت محیط زیست در استان کرمان ۲۹ کانون عمده تولید ریزگرد داخلی را شناسایی کرده است. مدیرکل حفاظت محیط زیست استان کرمان توضیح داد: نخستین آسیب محیط زیست پس از خشکسالی، خشک شدن تالاب ها بوده و خشک شدن تالاب جازموریان به عنوان بزرگ ترین تالاب استان کرمان، موجب بروز ریزگردها شده است.

وی بیان کرد: امروز تالاب جازموریان به طور کامل خشک شده است زیرا حقابه ها از سدها رها نشده و بارندگی یک سال گذشته استان کرمان در برخی مناطق در حد صفر بوده است. جزینی زاده بیان کرد: برای حفاظت از تالاب ها اقداماتی از جمله مدیریت منابع آبی، مدیریت کاشت و برداشت محصولات کشاورزی، با توجه به نیاز کشور و میزان آب مصرفی به طور علمی در استان کرمان انجام نشده است. وی اظهار کرد: برداشت بی رویه از منابع آبی، وجود بیش از ۱۰ هزار حلقه چاه غیر مجاز و بیش از ۲۰ هزار چاه مجاز در استان کرمان، موجب نرسیدن آب کافی به تالاب جازموریان شده است.

تبعات خشکی تالاب گاوخونی

خرداد ۹۷، مدیرکل حفاظت محیط زیست استان اصفهان گفت: باید به وضعیت کنونی تالاب گاوخونی حساس بود، وگرنه تبعات خشکی تالاب بخش عظیمی از کشور را در بر خواهد گرفت. رحمان دانیالی تاکید کرد: بررسی وضعیت احقاق حقابه تالاب گاوخونی بعد از مساله آب آشامیدنی اولویت دوم استان است و باید برای آن هم مطالبه جدی داشت و روند رسیدگی به آن را تسریع بخشید.

بنا به گفته او، طرح های مطالعاتی خوبی روی وضعیت تالاب گاوخونی انجام شده اما در مورد شیوع سرطان در اصفهان و استان های دیگر و اثرات خشکی تالاب گاوخونی وظیفه دانشگاه علوم پزشکی است که نتایج آماری پژوهش های خود را که موظف به انجام آنها است، ارائه کند.


جهان سلامت:خشکی چشمگیر دریاچه های بختگان، تشک، کافتر، مهارلو، هامون و تالاب های چغاخور، گاوخونی، جازموریان و…. مجلسی ها را به فکر فرو برد تا به این حوزه ورود پیدا کنند. آنچنان که بر اساس بررسی های مرکز پژوهش های مجلس ۷۵ درصد تالاب ها در معرض خشک شدن و حدود ۸۵ درصد مساحت تالاب ها از بین رفته است. به گزارش جهان سلامت به نقل از آرمان ،سوی دیگر، بر اساس نامه مورخ دوم تیر ۱۳۹۴ اسحاق جهانگیری، معاون اول رئیس جمهوری سازمان محیط زیست را موظف کرده که ظرف یک سال با همکاری وزارت نیرو نیاز آبی محیط زیستی تالاب های بحرانی و خسارت دیده و رودخانه های بالادست آن را ظرف یک سال و در مورد سایر تالاب ها و رودخانه های بالادست آن ظرف دوسال پس از ابلاغ این تصویب نامه تعیین کند. حال سوال اینجاست که سازمان محیط زیست در طول این سال ها چه کرده است؟ زهرا ساعی، عضو فراکسیون محیط زیست مجلس درباره خشکی تالاب ها و دریاچه ها در گفت وگو با آرمان می گوید: توسعه اراضی کشاورزی بدون برنامه ریزی، سدسازی بی رویه، توسعه صنایع در کنار عرصه های آبی و برداشت بی رویه از چاه های کشاورزی از جمله اقدامات نادرستی که موجب شده تالاب ها و دریاچه ها خشک شوند. با این حال چاره ای نداریم، جز اینکه با برنامه ریزی جدی تر و تامین اعتبارات کافی به این قضیه ورود کنیم، وگرنه دچار صدمات جبران ناپذیری در این حوزه خواهیم شد که جبرانش برای کشور بسیار سنگین است.

با مرگ تدریجی تالاب ها و دریاچه ها رو به رو هستیم. در شرایط فعلی مهم ترین کاری که می توان انجام داد، چیست؟

تالاب ها و دریاچه ها در کشور وضعیت خوبی ندارند. مانند دریاچه بزرگ ارومیه که یکی از دریاچه بزرگ دنیا است یا تالاب های هورالعظیم و انزلی که همگی رو به خشکی پیش می روند. حتی برخی دریاچه ها و تالاب ها هم مرز بحران را رد کرده اند. این در حالی است که ایران جزو یکی از کشورهای بود که در حوزه نگهداری تالاب ها و دریاچه ها در دنیا نقش ویژه و برجسته ای داشت. آنچنان که ایران کنوانسیون بین المللی رامسر را پایه گذاری کرد. منتها در دهه های اخیر برخی عوامل دست به دست هم داده که شرایط خوبی برای دریاچه ها و تالاب ایران متصور نیست. گرچه برنامه هایی در حال انجام است، اما واقعا کافی نیست. موضوع خشکی دریاچه ها و تالاب ها چند علت عمده دارد.

سدسازی بی رویه و توسعه اراضی کشاورزی بدون برنامه ریزی از جمله اقدامات نادرستی که موجب شده تالاب ها و دریاچه ها خشک شوند. همچنین توسعه صنایع در کنار عرصه های آبی و برداشت بی رویه از چاه های کشاورزی نیز به خشکی تالاب ها و دریاچه ها دامن زده است. از سوی دیگر، بحث حقابه ها مطرح است که باید به تالاب ها بدهند، اما این امر به درستی اتفاق نمی افتد. وقتی حقابه داده نشود تالاب ها خشک خواهند شد. این در حالی است که باید چیزی را جایگزین اقتصاد مناطق کرد، چون اقتصاد برخی مناطق براساس کشاورزی تعریف شده است.

اگر غیر این باشد تک تک تالاب ها به مرور زمان خشک می شوند و تبعات سختی خواهند داشت، به گونه ای که هزینه های هنگفتی را باید بپردازیم. با این حال باید از مدیریت و برنامه ریزی بهتر و از روش های جدیدتری استفاده کنیم. خشکی تالاب ها و دریاچه ها در دنیا اتفاق افتاده، اما به شیوه ها و فناوری جدید و به روز جلویش را می گیرند. البته به کارگیری شیوه های نوین نیازمند اعتبارات و بودجه است که باید تامین شود، چون مسائل زیست محیطی شوخی بردار نیست.

خشک شدن تالاب ها مهاجرت مردم را به دنبال دارد، برای این مهم چه تدابیری در دستور کار قرار گرفته است؟

بنده برنامه خاصی را تا به امروز برای این موضوع ندیده ام. ما به دنبال آتش سوزی تالاب هوراعظیم و شدت یافتن ریزگردها در خوزستان با پدیده آلودگی هوا، بیماری های ناشی از آن و حتی مهاجرت رو به رو هستیم که البته مساله مهاجرت تنها مختص مشکلات این تالاب نیست و تالاب های دیگر نیز ممکن است که به مساله مهاجرت دامن بزنند. با این حال خشکی تالاب ها و دریاچه ها فقط سلامت مردم منطقه را تهدید نمی کند. برای مثال اگر خدایی نکرده وضعیت دریاچه ارومیه به حالت اضطرار برسد؛ امکان دارد از شمال غرب تا اواسط کشور تحت تاثیر قرار گیرند. این در حالی است که ریزگردهای ناشی از تالاب های خشک شده سایر کشورها مانند عراق به داخل کشور می آیند.

اگر میزان ریزگردها به حد بالا برسد، امراضی به وجود می آید که موجب می شود، این مناطق خالی از سکنه شوند و مهاجرت به استان ها و شهرهای اطراف رخ دهد، به گونه ای که تبعات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی به دنبال دارد و ترکیب جمعیت را به هم می زند. در واقع اگر بخشی از کشور خالی از سکنه شود، مسائل امنیتی نیز پیش می آید. آن گاه باید کشور هزینه زیادی را برای جبران این مساله بپردازد. در حال حاضر باید برنامه جدی تری را پیش بگیریم. بخشی مربوط به مدیریت صحیح است.

بخشی بحث اعتباراتی است که بارها به آن پرداخته شده تا تالاب ها را از خشک شدن حفظ و آب دریاچه ها را تثبیت کند. با وجود این، اکنون اکوسیستم منطقه به هم ریخته و خطرات زیست محیطی مردم منطقه و کشور را تهدید می کند. البته اکنون در دریاچه ارومیه کارهای خوبی انجام شده است. دولت نسبت به بحث انتقال آب اهتمام دارد و از جاهای دیگر انتقال آب به دریاچه ارومیه با سرعت انجام می شود. آنچنان که چند فاز هم برای انتقال آب تعریف شده است. با این حال چاره ای نداریم، جز اینکه با برنامه ریزی جدی تر و تامین اعتبارات کافی به مساله خشکی دریاچه ها و تالاب ها ورود کنیم، وگرنه دچار صدمات جبران ناپذیری در این حوزه خواهیم شد که جبرانش برای کشور بسیار سنگین است. بنده فکر می کنم باید بیشتر از پیش برای مقابله با خشکی تالاب ها و دریاچه ها تدبیر کرد. گرچه اکنون هم خیلی دیر شده است.

البته در حوزه سازمان حفاظت محیط زیست اقدامات ارزشمندی انجام می شود، اما با شدت مشکلات حادث شده در حوزه خشکسالی و از بین رفتن تالاب ها و دریاچه ها باید گفت که اقدامات کافی نیست و باید با سرعت بیشتری این مسائل را پیگیری کنیم.اعلام شده که خلیج گرگان تا هشت سال دیگه خشک می شود. از سوی دیگر، چندی پیش هم همایون خوشروان، رئیس گروه پژوهشی مدیریت محیط زیست وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و عضو کمیته ملی نجات خلیج گرگان گفت که با گذشت دو سال از تشکیل این کمیته هنوز اقدام مفیدی برای نجات و احیای خلیج صورت نگرفته و فقط زمان و بودجه از دست داده ایم، در حالی که دولت های کشورهای اطراف دریای خزر کارهای مقتدرانه ای را برای نجات این محیط های ارزشمند انجام می دهند.

از دیدگاه شما علت این کم کاری ها چیست؟

در ابتدا باید بگویم که مشکلات تمام تالاب ها مشابه هم است چیزی که مشخص است، نبود مدیریت صحیح و برنامه ریزی دقیق است. در واقع یک شبه که تالاب ها و دریاچه ها خشک نمی شوند، بلکه یک روندی داشته که بارها کارشناسان زیست محیطی به آن هشدار داده و گفته اند که اتفاقات بدی پیش رویمان است. در مورد خلیج گرگان هم همینطور. بالاخره زنگ خطر آن به صدا درآمد. متاسفانه تاکنون برنامه درستی صورت نگرفته تا جلوی خشکی خلیج گرگان گرفته شود. در مقاطعی بحث اعتبارات مطرح بود.

با این حال اکنون وضعیت خلیج گرگان اضطراری است و اگر خشکسالی اتفاق بیفتد؛ مشکلاتی ایجاد می شود که کشور را درگیر می کند. باید بتوانیم مدت خشک شدن این خلیج را طولانی و ترمیم کنیم. از سوی دیگر، دولت های کشورهای اطراف دریای خزر برای نجات خلیج گرگان فعالند، چون می دانند که تبعات زیست محیطی آن وارد کشور خودشان می شود. آنها به فکر هستند که مانع تبعات خشکی این خلیج شوند، اما کشور ما کم کاری می کند.

با ضعف دیپلماسی آب در کشور رو به رو هستیم. این در حالی است که چنین رویکردی می تواند از بحران آبی در ایران جلوگیری کند. دیدگاه شما در این باره چگونه است؟

قطعا همان طور است. مساله آب خیلی مهم و حیاتی است. اتفاقا از دهه های قبل کارشناسان زیادی بحث مناقشات آینده منطقه خاورمیانه در مورد آب را مطرح کردند و مقالات بسیاری نوشته شد. امروزه هم شاخه ای در دانشگاه به بحث دیپلماسی آب در علوم سیاسی توجه می کند، چرا که باید بتوان مشکل آب را از طریق دیپلماتیک حل کرد، چون شرایط اقلیمی دنیا در حال تغییر است، با افزایش خشکی و دمای زمین مواجه هستیم و کمبود آب در برخی مناطق خاورمیانه که خشک و نیمه خشک است، بروز پیدا می کند.

با وجود این، بسیاری از رودخانه ها از یک کشور سرچشمه می گیرند و ممکن است مقصدش چند کشور را در بربگیرد و از آنجایی که به مرور زمان شرایط بی آبی حادث می شود؛ کشور مبدا می تواند سدسازی کند تا آب کمتری به کشورهای دیگر وارد شود. از این رو تاکنون مناقشات زیادی ایجاد شده است. در گذشته هم ایران و افغانستان مشکلاتی را در حوزه آب داشتند. باید وزارت امور خارجه دیپلماسی آب را فعال کند. باید از الان به فکر باشیم تا به صورت تعاملی و گفت وگوی سازنده ذخیره آبی درستی ایجاد و به مسائل حوزه آب ورود پیدا کنیم.

تاکنون در مورد انتقال آب از شمال و جنوب کشور به مناطق کم آب و بی آب چه اقداماتی صورت گرفته است؟

انتقال آب به صورت کامل اتفاق نیفتاده و تنها در حد طرح است. حالا شاید در قسمت هایی انجام شده باشد، اما نیازمند بودجه خوبی است که ما بتوانیم آب را کنترل و مهار کرده و به استان های کم آب و بی آب بیاوریم. گرچه در جنوب و حتی شمال کشور آب شیرین کن هایی را در شهرهای همجوار داشته ایم، اما اینکه آب به مناطق کم آب و بی آب انتقال داده شود، هنوز به صورت جدی حادث نشده است.

جهان سلامت: نایب رئیس کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس: از اساس صحت ندارد.از زمان رضاشاه خدمت سربازی برای پسران اجباری شد. ۶ ماه بود اما به مرور زیاد شد؛ در حال حاضر پسران ۲۱ ماه خدمت می‏کنند. قریب به دوسال از جوانی بسیاری از پسران در پادگان‌های کشور می‌گذرد.

به گزارش جهان سلامت به نقل از روزنامه ابتکار، آن‌ها در امور اجرایی، عملیاتی و نظامی به کمک نظامیان‌ می‌آیند، دست آن‌ها را می‌گیرند؛ هرچند به دید بسیاری از آن‌ها، ‌ تنها یک وظیفه هستند. حال شایعاتی در رابطه با به‌کارگیری دختران در خدمت مقدس سربازی به گوش می‌رسد. براساس طرحی درون کمیسیونی در مجلس شورای اسلامی عنوان شده است که دختران هم، البته به صورت اختیاری به خدمت سربازی اعزام شوند. این خبر واکنش‌های بسیاری را به همراه داشت. آنچه مشخص است با وجود مخالفان بسیاری در همین ابتدا بدون ارائه طرحی جامع، این طرح هیچ‌گاه به مرحله اجرا در نیاید.

گمانه‌ها از حضور زنان در خدمت مقدس سربازی
روز یکشنبه برخی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی در کمیسون حقوقی و قضایی طرحی را عنوان کردند که با واکنش‌های فراوانی هم از سوی مقامات و هم از سوی مردم در فضای مجازی مواجه شد. براساس این طرح ارائه شده سربازی اختیاری خواهد شد. در ابتدای انتشار خبر بسیاری از پسران که دو سال از جوانی خود را به خدمت وظیفه مشغول می‌شدند، خوشحال شدند.

در این طرح آمده است: پسرانی که تمایلی برای رفتن به سربازی نداشته باشند می‌توانند با پرداخت ۳ برابر مبلغی که دولت برای یک سرباز هزینه می‌کند کارت معافیت خود را تحویل بگیرند. این پایان ماجرا نیست و در ادامه این طرح سربازی اختیاری دختران نیز مطرح شده است. هیچ اطلاعاتی از اینکه دختران چگونه به خدمت گرفته شوند در دست نیست اما یکی از قوی‌ترین گمانه‌ها حکایت از این دارد که کاهش تعداد سرباز در کشور باعث شده است تا چنین طرحی در مجلس شورای اسلامی عنوان شود.

سردار کمالی: یک شوخی است!
از جمله مخالفان این طرح عنوان شده کاربران فضای مجازی بودند. آن‌ها بیشتر به دنبال برابری جنسیتی در کشور هستند؛ بسیاری از دختران و پسران در شبکه‌های اجتماعی با به سخره گرفتن این طرح کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس با اشاره به حجاب و همچنین بارداری برای مردان این طرح را به چالش کشیدند. این کاربران ضمن مطرح کردن این موضوع که به‌جای اختیاری کردن سربازی برای پسران، حال قصد دارند که دختران را به سربازی بفرستند، نسبت به این موضوع اعتراض کردند.

لازم به ذکر است که بسیاری از مراجع تقلید هم با خدمت سربازی دختران مخالفت کرده‌اند و از همه مهمتر اینکه مطرح شدن این طرح در حالی صورت گرفته است که تصمیم در خصوص این امر باید حتما مورد تایید مقام معظم رهبری قرار گیرد. در ادامه مخالفت‌ها سردار موسی کمالی، رئیس اداره سرمایه انسانی ستاد کل نیروهای مسلح گفته بود: «در حال حاضر به هیچ وجه چنین طرحی وجود ندارد و مطرح کردن سربازی دختران چیزی شبیه به یک شوخی است.»

گفتنی است پیش از این در هفته گذشته ابوترابی، نماینده مجلس با عنوان طرح «سرباز داوطلب» عنوان کرده بود که با آن طرح نیز مخالفت‌های زیادی شد و یکی از مخالفان اصلی ستادکل نیروهای مسلح بود.
کمالی در این باره نیز گفته بود: «در طرحی که آقای ابوترابی به منظور اصلاح مقررات سربازی ارائه کرده نیز موضوع سربازی دختران مطرح نشده است و چنین طرحی وجود ندارد.»

سردار کمالی با اشاره به طرح یکی از نمایندگان مجلس در خصوص اصلاح مقررات سربازی نیز خاطر نشان کرد: «در این طرح نیز که برخی‌ها آن را تحت عنوان سرباز داوطلب یا سرباز داوطلب بسیجی نامیده‌اند قرار بود پیشنهادات مطرح شده برای اصلاح مقررات سربازی در کمیته‌ای تخصصی با حضور کارشناسان و نمایندگان ستادکل نیروهای مسلح بررسی شود و هنوز هم چنین اتفاقی نیفتاده و این کمیته تشکیل نشده است.»
گفتنی است از مقامات کشوری و لشکری هیچ شخصی یا ارگانی با این طرح‌های عنوان شده موافقت نکرده است.

صحت ندارد!
از جمله نکاتی که در این طرح مطرح شده است این است که مطمئناً براساس این طرح دختران اسلحه به دست نمی‌گیرند و خدمت آن‌ها به نیروهای مسلح تنها معطوف به مسائل آموزشی و بهداشتی و همچنین رویکرد نرم‌افزاری خواهد بود.
واکنش‌ها به این طرح در حدی بوده که سیده فاطمه ذوالقدر در مصاحبه‌ای به «ایسنا» گفته بود: «هیچ کدام از اعضای فراکسیون زنان به دنبال طرح سربازی دختران نبوده و طراحی و پیگیری این طرح هم از سوی فراکسیون زنان انجام نشده است. شاید برخی آقایان به دنبال این طرح هستند، اما فراکسیون زنان پیگیر آن نبوده و درباره آن نیز اظهارنظر فراکسیونی نداشته‌ایم.»

این برداشت از این اظهار نظر تلقی می‌شود که حتی مطرح کردن این طرح نیز به دیده بسیاری از مسئولان مناسب نبوده و اینگونه خود را مبرا می‌کنند.
برای دریافت اطلاعات بیشتر راجع به این خبر با ابراهیم کریمی، جانشین رئیس سازمان وظیفه عمومی ناجا تماس گرفتیم که ضمن ارجاع به اظهارات سردار کمالی مبنی بر شوخی بودن چنین موضوعی عنوان کردند: «چنین بحثی مستلزم هماهنگی با نیروهای مسلح است و به نظر من نیز چنین طرحی در حد همان شوخی بوده و سردار کمالی نیز به طور کامل در این خصوص توضیح داده‌اند.»

همچنین محمد کاظمی، نایب رئیس کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس در پاسخ به این سوال که طرح به خدمت گرفتن دختران در سربازی چگونه‌ است؟ به «ابتکار» می‌گوید: «ببینید این طرح از اساس صحت ندارد. اصلا طرحی وجود ندارد که بخواهم راجع به آن برایتان بگویم.»


جهان سلامت: کارشناسان معتقدند کاهش نرخ ارز در صورتی که بر کاهش قیمت برخی از نهاده های ساختمانی اثر مستقیم داشته باشد، می تواند با متعادل کردن قیمت تمام شده تولید مسکن، منجر به افت قیمت مسکن شود. به گزارش جهان سلامت به نقل از مهر، در حالی که بسیاری از سیاست گذاران حوزه مسکن اثرگذاری نوسانات بازارهای ارز و سکه بر جهش قیمتی مسکن را توجیه پذیر نمی دانند، برخی مسئولان بخش اقتصاد مسکن وزارت راه و شهرسازی افزایش قیمت مسکن در ماه های گذشته را ناشی از تلاطمات ارزی معرفی کردند. پروانه اصلانی، معاون مدیرکل دفتر برنامه ریزی و اقتصاد مسکن معاونت مسکن و ساختمان وزارت راه و شهرسازی هفته گذشته در گفت وگو با مهر درباره اثرگذاری بازار مسکن از بازارهای موازی اظهار کرد: دیدگاهی که مخالف برهم کُنشی قیمت ارز بر مسکن است، از جایی ناشی می شود که برخی معتقدند مسکن کالایی است که نهاده های به کار رفته در آن وارداتی نیست و در داخل تولید می شود؛ بنابراین تحت تأثیر نرخ ارز قرار نمی گیرد. این در حالی است که قیمت مسکن، هم به لحاظ وارداتی بودن برخی نهاده های آن و هم از نظر سرمایه ای بودن، تحت تأثیر نوسانات ارزی قرار می گیرد. با این توصیف، با آغاز روند کاهشی نرخ ارز در پی اعلام سیاست های جدید ارزی دولت، این سؤال پیش می آید که آیا قیمت مسکن نیز کاهش خواهد یافت یا خیر؟ بسیاری از کارشناسان اقتصاد مسکن معتقدند اگر این روند کاهشی ارز، سبب کم شدن قیمت تمام شده تولید مسکن از طریق ارزانتر شدن نرخ نهاده های ساختمانی شود، نرخ مسکن نوساز را در روند ثابتی نگه می دارد. عبده تبریزی: اثرگذاری مستقیم نوسانات ارز بر بازار مسکن تصور اشتباهی است حسین عبده تبریزی مشاور وزیر راه و شهرسازی در تأمین مالی در گفت وگو با خبرنگار مهر درباره اثرگذاری کاهش قیمت ارز بر قیمت مسکن اظهار کرد: درک بازار این است که مردم فکر می کنند قیمت زمین و مسکن هم با قیمت ارز باید بالا و پایین شود. درست است که وقتی قیمت ارز بالا می رود، قیمت برخی دیگر از کالاها از جمله مسکن هم افزایش می یابد اما باید توجه کنیم زمین و مسکن کالای قابل معامله (Tradeable) و خرید و فروش نیست. وی ادامه داد: با بال و پایین شدن قیمت دلار، قیمت خودرو هم دچار نوسان می شود چون خودرو کالایی است که می توان آن را وارد یا صادر کرد. اما زمین و مسکن کالایی هستند که واردات و صادرات ندارند. عبده تبریزی افزود: بنابراین این توقع که قیمت زمین و مسکن عینا با بالا و پایین شدن قیمت ارز، از آن تقلید کند، به نظر من تصور درستی نیست. اینگونه نیست که اگر نرخ ارز دو برابر شود، قیمت مسکن هم دو برابر می شود. مشاور وزیر راه و شهرسازی یادآور شد: وقتی نرخ ارز افزایش می یابد، قیمت آن بخش از مصالح ساختمانی که به ارز وابسته است افزایش می یابد، قیمت مسکن هم کمی افزایش می یابد اما نه به همان نسبت تغییرات قیمت دلار. تیمور رحمانی: جذابیت بازار ارز کم شود، مسکن گرانتر خواهد شد تیمور رحمانی عضو هیئت علمی دانشگاه تهران در گفت وگو با خبرنگار مهر درباره برهم کنشی ارز و مسکن تصریح کرد: کاهش نرخ ارز بر قیمت مسکن تأثیر معکوس دارد به این معنا که افزایش نرخ ارز سبب گرانتر شدن مسکن می شود. وی ادامه داد: قیمت مسکن کمی قبل از آغاز نوسانات ارزی، افزایش خود را از آذرماه سال قبل شروع کرده بود؛ گرانتر شدن مسکن به دلیل رشد نقدینگی است که سبب هُل دادن قیمت ها به سمت بالا می شود. این اقتصاددان گفت: مسکن در آغاز راه افزایش قیمت ها بود که شرایط اقتصاد کشور باعث شد که بخش زیادی از نقدینگی به سمت بازار سکه و ارز هجوم بیاورد، و اتفاقا هم رشد قیمت و هم تعداد معاملات مسکن تا حدودی متوقف شد. حال که خیلی ها از سکه و ارز به عنوان بازارهای سودده ناامید می شوند، به بازارهای سهام و مسکن رو می آورند. بنابراین باید در انتظار رشد قیمتی سهام و مسکن باشیم. گرانی مسکن به خاطر رشد نقدینگی بود نه افزایش نرخ ارز وی توضیح داد: وقتی نرخ ارز افزایش می یابد، از طریق افزایش هزینه های تولید بر قیمت مسکن هم اثر گذاشته و قیمت مسکن بالا می رود. ازآنجایی که این افزایش قیمت، عمدتا به واحدهای مسکونی جدید تعلق می گیرد، درنتیجه گرانتر شدن مسکن ارتباطی به افزایش مصالح و نهاده های ساختمانی ندارد لذا افزایش تقاضا است که سبب گرانی مسکن می شود. به گفته استاد اقتصاد دانشگاه تهران، با توجه به اینکه افزایش تقاضای خرید مسکن، از افزایش نقدینگی سرچشمه می گیرد، حال اگر راه این نقدینگی از ورود به ارز و سکه متوقف شود خود به خود مسکن را جایگزین می کند. رحمانی افزود: کار چندانی نمی توان برای مقابله با حرکت نقدینگی به سمت مسکن و درنتیجه گرانتر شدن آن انجام داد بهتر هم هست که جلوی آن را نگیریم، چون حرکت نقدینگی به سمت مسکن بهتر از حرکت آن به سمت ارز و سکه است. وی با اشاره به افت شدید سرمایه گذاری در مسکن طی چند سال گذشته، گفت: کاهش سرمایه گذاری در مسکن می تواند در آینده اجاره بها را به شدت تحت تأثیر قرار دهد بنابراین شاید حرکت نقدینگی به سمت مسکن کمک کند تا حدودی سرمایه گذاری در این بخش از نظر ساخت و ساز هم بیشتر شود.


جهان سلامت: بن کارت هایی که قرار است ۳ الی ۴ بار در سال شارژ شود، سیاست های کنترل فقر غذایی دهه شصت را تداعی می کند البته در ظاهری امروزی تر و در قالب کارت های الکترونیکی . به گزارش جهان سلامت به نقل از پول نیوز، سیستم کوپنی دوباره به اقتصاد ایران بازمی گردد. آنگونه که علی میدری معاون وزیر کار،تعاون و رفاه اجتماعی اعلام کرده است بن کارت الکترونیک برای تمام مردم ایران صادر می شود. بن کارت هایی که قرار است ۳ الی ۴ بار در سال شارژ شود، سیاست های کنترل فقر غذایی دهه شصت را تداعی می کند البته در ظاهری امروزی تر و در قالب کارت های الکترونیکی . در این میان بسیاری از کارشناسان بر این باورند که سیاست هایی از این دست نه تنها به خشکیده شدن فقر کمکی نمی کند بلکه خود زمینه ساز فساد و رانت می شود. داوود سوری اقتصاد دان در اینباره می گوید: برای از بین رفتن فقر باید تولید ثروت کرد نه اینکه یارانه چه به صورت نقدی و چه در قالب کالایی پرداخت کرد . برخلاف اقتصاد دان ها ، فعالان جامعه کاگری نظر مثبتی به سیاست جدید علی ربیعی دارند . عطاردیان کارشناس بازار کار در اینباره به پول نیوز می گوید : دولت باید پرداخت یارانه نقدی را متوقف و در قالب بن کارت اقلام اساسی خانوار را توزیع کند. توقف پرداخت یارانه نقدی “هرچه در پارسال رشته بودیم امسال پنبه شد. ” عطاردیان کارشناس بازار کار به اشاره به افزایش ۱۹٫۵ درصدی حداقل دستمزد خانوار، می گوید : نوسانات بهای دلار در ماه های اخیر نتیجه ماه ها مذاکره ما در شورای عالی دستمزد را از بین برد . حالا در حالی دولت سعی دارد که با بن کارت شکاف بین حقوق و دستمزد و هزینه های سبد معیشت خانوار را پر کند. این کارشناس بازار کار بر این باور است که دولت باید پرداخت یارانه نقدی را متوقف و در قالب بن کارت اقلام اساسی خانوار را توزیع کند . اما مهم است که چه سازو کاری تعبیه می شود که داستان سبد کالاهایی که در دوران احمدی نژاد توزیع شد و مشکلات زیادی را هم به همراه داشت، تکرار نشود. او براین باور است که یارانه نقدی به جز ماه های نخست اجرای طرح هدفمند سازی یارانه ها هیچ گاه به به افزایش قدرت خرید خانوار منجر نشد در سال های گذشته نتیجه عکس داشت. درآمدها بازهم از هزینه ها عقب افتاد کارگرانی که پارسال بعد از ۱۷ سال برای درآمدشان از هزینه هایشان عقب افتاده بود، از تورم و گرانی این روزهای بازار می گویند. ادعایی که نگاهی به آمارها نشان می دهد که چندان هم بیراه نیست . گزارش های بانک مرکزی نشان می دهد قیمت برنج خارجی که اتفاقا وارداتش نبست به مدت مشابه سال گذشته رشد حدود ۱۲ درصدی را نشان می دهد، چیزی حدود ۴۶ درصد گران تر شده است . گوشت مرغ از دیگر اقلامی است که البته به صورت غیر مستقیم قیمت آن به واردات و البته ارز دریافتیش بستگی دارد . این روزها در حالی بهای هر کیلو مرغ در سطح خرده فروشی به ۱۱ هزار تومان و گوشت قرمز به حدود ۶۵ هزار تومان هم رسیده که به طبق اعلام دولتمردان هیچ مشکلی در اختصاص ارز دولتی برای واردات نهاده های دامی وجود ندارد . ادعایی که آمارهای اعلامی از طرف گمرک بر درستی آن صحه می گذارد . آنگونه که گمرک اعلام کرده است واردات ذرت ۴۶٫۸ درصد ، کنجاله حدود ۳۵ و لوبیای سویا حدود ۴۵ و جو ۱۳۵ درصد بیشتر شده است. حال آنکه قیمت گوشت قرمز حدود ۲۵ درصد و گوشت مرغ ۴۵ درصد گران تر شده است. این گرانی ها در شرایطی رخ داده است که کارنامه بودجه خانوار در سال ۱۳۹۶ نشان می دهد در سال گذشته هرچند میزان هزینه های خانوار هفت درصد افزایش یافته اما میزان درآمد آنها نسبت به سال ۱۳۹۵ معادل ۱۲ درصد رشد داشته است. همین رشد باعث شده که برای اولین بار طی سال های ۱۳۸۰ تا ۱۳۹۶ میزان درآمد ماهانه خانوار ایرانی از میزان هزینه ماهانه آنها پیشی بگیرد. هرچند این رقم ناچیز و در حد ماهانه ۱۵۰ هزار تومان است اما به واسطه بی سابقه بودن آن طی ۱۷ سال اخیر می توان این اتفاق را قابل توجه دانست.

جهان سلامت: معاون رفاه وزیر کار درباره استیضاح ربیعی گفت:این استیضاح خیلی تعجب آور است، من فکر نمی کنم در تاریخ پارلمانی ایران این مورد وجود داشته باشد که یک وزیر در یک سال سه بار از مجلس رای اعتماد بگیرد.

به گزارش جهان سلامت به نقل از تسنیم،احمد میدری، معاون رفاه وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی در برنامه پایش شب گذشته در پاسخ به اینکه پیش بینی شما از نتیجه استیضاح چیست؟ گفت: امیدوارم هر چه خیر مردم است پیش آید، خود ربیعی زیاد نگران نیست . این استیضاح خیلی تعجب آور است .من فکر نمی کنم در تاریخ پارلمانی ایران این مورد وجود داشته باشد که یک وزیر در یک سال سه بار از مجلس رای اعتماد گرفته باشد ، نمی دانم در چند ماه گذشته چه اتفاقی در اقتصاد افتاده که مقصرش وزارت کار بوده که در حال حاضر مجلس ربیعی را برای پاسخگویی و استیضاح به مجلس فراخوانده است .

وی گفت: من خودم نماینده بودم وقتی می خواستیم وزیری را استیضاح کنیم یک جزوه ۵۰ – ۶۰ صفحه ای برای آن وزارت می فرستادیم و مشکلات و محورهای استیضاح را ریز به ریز می نوشتیم ، الان یک صفحه سوال برای ما فرستاده شده و ما نمی دانیم عمق این سوالات چیست.

معاون وزیر تعاون کار و رفاه اجتماعی گفت: استیضاح قبلی را که مرور کردیم، فقط یک نماینده بود که با عدد و رقم صحبت کرد که آن اعداد و ارقام نیز قابل تامل است، در استیضاح کنونی سوالاتی که برای ما فرستاده شده کلی است و هیچ استدلالی ندیدیم ، آنقدر این سوالات و موارد استیضاح کلی و مبهم است که باید برویم در صحن مجلس و تازه ببینیم جریان چیست .

میدری گفت: خیلی وقت ها منطق صحیح و خواسته درستی از طرف نمایندگان وجود ندارد. ولی این قضاوت را به نماینده ها واگذار می کنم که تصمیم بگیرند استدلال و خواسته کدام نماینده صحیح است .

این اقتصاددان افزود : از آنجایی که نماینده ها محل رجوع مردم هستند و مردم دنبال شغل هستند و اسم این وزارتخانه کار است به ما رجوع می کنند البته باید بدانیم ایجاد شغل به کل اقتصاد مربوط است و نه وزارت کار .

جهان سلامت: مدیر روابط عمومی شرکت بهره‌برداری مترو تهران و حومه در خصوص نقص فنی پله برقی ایستگاه مترو میرداماد توضیحاتی ارائه کرد.

به گزارش جهان سلامت به نقل از تسنیم،محمدیان روابط عمومی و امور بین‌الملل شرکت بهره‌برداری مترو تهران و حومه با اشاره به نقص فنی پله برقی ایستگاه مترو میرداماد گفت: حدود ۲۵ دقیقه پیش این پله دچار نقص فنی شد که در پی آن ۷ نفر از شهروندان دچار حادثه شدند.

او تصریح کرد: در ادامه و با حضور عوامل اورژانس ۳ نفر از شهروندان به صورت سرپایی مداوا شدند و ۴ نفر نیز از طریق اورژانس منتقل شدند.

محمدی با بیان اینکه یکی از پله‌های برقی ایستگاه مترو میرداماد به هنگام سوار شدن مسافران به سمت پایین جابرگشت خورده است گفت: پس از این حادثه سریعا مسئولان مربوطه به محل رسیده و اقدامات لازم را انجام دادند.

او گفت: در حال حاضر این نقص فنی برطرف شده است ضمن اینکه هیچ یک از شهروندان در این حادثه جان خود را از دست نداده‌اند.

محمدی با تاکید بر اینکه تمامی مسافران زمانی که وارد ایستگاه‌های مترو می‌شوند بیمه هستند گفت: در این زمینه هیچ نگرانی وجود ندارد و هم اکنون نیز ارائه خدمات به شهروندان در شرایط عادی قرار دارد.

مدیر روابط عمومی اورژانس تهران تاکید کرد که این حادثه خوشبختانه فوتی نداشته است و دو نفر از این مصدومان برای درمان بیشتر به بیمارستان فیروزگر اعزام شده و مابقی سرپایی درمان شدند.

همچنین در این راستا محمدیان، مدیر روابط عمومی شرکت بهره برداری مترو تهران نیز گفت که مسافران مترو از بدو ورود بیمه هستند و در صورت هرگونه حادثه‌ای، مسافران شامل این بیمه می‌شوند.


جهان سلامت:مدیرکل محیط زیست استان تهران در بازدید از اراضی اطراف پالایشگاه نفت تهران با انتقاد شدید از عملکرد این مجموعه در حوزه محیط زیست، نفوذ نفت به چاههای آب و زمین های اطراف را تایید کرد. به گزارش جهان سلامت به نقل از مهر کیومرث کلانتری در بازدید سرزده از محل نشت نفت به چاههای آب کشاورزی منطقه اطراف پالایشگاه نفت تهران گفت: بی توجهی پالایشگاه و سایر واحدهای نفتی منطقه باعث نفوذ نفت به آب های زیرزمینی شده و هم اکنون برخی از چاه های کشاورزی اطراف پالایشگاه آلوده به مواد نفتی هستند. وی با بیان اینکه پالایشگاه نفت تهران به ضوابط و مقررات محیط زیستی توجه نکرده و باعث آلودگی آبهای زیرزمینی منطقه شده است، اظهار داشت: در این رابطه اداره حفاظت محیط زیست شهرستان ری بلافاصله در دستگاه قضایی طرح دعوی کرده و مسئولین نفتی باید پاسخگوی اعمال خود در خصوص این آلودگی محیط زیستی باشند. کلانتری ادامه داد: قطعا این پالایشگاه در فهرست صنایع آلاینده محیط زیست قرار می گیرد و مدیران آن نیز به خاطر تهدید علیه بهداشت عمومی تحت پیگرد قانونی قرار خواهند گرفت. مدیرکل حفاظت محیط زیست استان تهران با ابراز تاسف از عدم برخورد دستگاه های اجرایی ذیربط در زمینه تولید و نظارت بر محصولات کشاورزی و آب خاطرنشان کرد: سازمان حفاظت محیط زیست موضوع را تا رفع آلودگی و پاکسازی منطقه از مواد نفتی از طریق دستگاه قضایی پیگیری خواهد کرد. وی در پایان افزود: سلامت شهروندان این منطقه و مردمی که در مجاورت آن زندگی می کنند و یا از محصولات کشاورزی تولیدی در این منطقه استفاده می کنند، شوخی بردار نیست و در این خصوص هیچگونه تعارفی با مسئولین ذیربط نخواهیم داشت.

جهان سلامت: متخصص تغذیه می گوید: طبق آمار، سرانه مصرف سالانه شیر از ۱۰۰ به ۷۰ کیلوگرم در یک سال اخیر در کشور کاهش یافته است که با توجه به افزایش بهای این ماده غذایی احتمال کاهش بیشتر نیز وجود دارد؛ این مساله می تواند به سلامت جامعه لطمه زند و افراد را در معرض انواع بیماری ها قرار دهد.

به گزارش جهان سلامت به نقل از ایرنا،مرتضی صفوی ، افزود: میانگین جهانی سرانه مصرف شیر ۱۵۰ کیلوگرم است که مقایسه این آمار با میزان مصرف شیر در ایران نشان از کمبود مصرف این ماده غذایی مفید در کشورمان دارد.
وی با اشاره به افزایش بهای لبنیات از جمله شیر در روزهای اخیر، اظهار داشت: با توجه به اینکه شیر از عناصر اصلی برای حفظ و ارتقای جهان سلامت برای اقشار مختلف جامعه است، نباید افراد از مصرف آن خودداری و آن را از سبد غذایی حذف کنند.
صفوی به فواید مصرف شیر اشاره کرد و ادامه داد: این ماده مفید غذایی حاوی پروتئین، کلسیم و مواد مغذی است و مصرف آن در تمام گروه های سنی مختلف از زمان تولد ضروری و لازم است.

وی اضافه کرد: کودکان، نوجوانان و میانسالان باید شیر پرچرب و جوانان و بزرگسالان باید شیر کم چرب را به صورت میان وعده روزانه مصرف کنند.
استاد دانشگاه علوم پزشکی اصفهان تصریح کرد: شیر به عنوان منبع کلسیم، ویتامین ها و مواد مغذی در محکم سازی استخوان ها مفید است و استرس را برطرف می کند.
به گفته صفوی، کلسیم که نقش اساسی در شکل ‌گیری و استحکام استخوان ها و سلامت دندان ها دارد، از مهمترین ترکیبات موجود در شیر است و فسفر که برای بسیاری از واکنش‌های شیمیایی بدن و فعال کردن آنزیم‌ها لازم است و در رشد و ترمیم بافتی دخالت دارد، در میان املاح موجود در شیر وجود دارد. همچنین سدیم و پتاسیم که در تنظیم اسیدی و بازی بودن سلول‌ های بدن نقش ایفا می کنند، با خوردن شیر دریافت می ‌شوند.
وی افزود: نوشیدن شیر در بهبود برخی عوارض قاعدگی که با نام سندرم پیش از قاعدگی معروف است، نقش به سزایی دارد؛ بسیاری از زنان قبل از دوران قاعدگی دچار نشانه‌هایی از جمله افسردگی، اختلالات خلقی، کمردرد و سردرد می ‌شوند که مصرف شیر می ‌تواند این نشانه‌ها را تسکین دهد.
متخصص تغذیه با بیان اینکه مصرف شیر برای داشتن ناخن‌ها، دندان‌ها و موهای سالم لازم است، اظهار داشت: مصرف این نوشیدنی به دلیل اینکه کلسیم فراوانی دارد، به همراه ویتامین D باعث استحکام استخوان‌ها و دندان ها، تقویت رشد و پیشگیری از ریزش مو می ‌شود، وجود کلسیم به همراه ویتامین A، ویتامین های گروه B و پتاسیم نیز مانع از نرم و نازک شدن مو می ‌شود و به درخشان شدن آن کمک فراوان می‌ کند.
صفوی اظهار داشت: اسید آمینه های داخل شیر باعث پیشگیری از بیماری های قلبی، عروقی و سرطان ها می شود و برای حفظ ماهیچه ها بسیار مفید است.
وی اضافه کرد: مصرف یک لیوان شیر در روز عضلات متشنج را شل و اعصاب را آرام می کند.

* شیر سموم ناشی از آلودگی ها را دفع می کند
متخصص تغذیه گفت: یکی دیگر از خواص شیر، قابلیت آن در رفع سموم ناشی از آلودگی های محیطی است که می تواند منشا بسیاری از بیماری ها باشد؛ از این رو توصیه می شود شیر به صورت روزانه مصرف شود.
صفوی به افرادی که در شرکت های تولید باتری و مواد نسوز کار می کنند نیز توصیه کرد که برای پیشگیری از مسمومیت های ناشی از آلودگی ها حتما شیر مصرف کنند.
وی خاطرنشان کرد: همچنین مصرف شیر کم چرب بهترین رژیم غذایی برای کاهش چاقی و اضافه وزن است.
صفوی افزود: اگر شیر مصرف نشود، شیوع بیماری ها افزایش می یابد که هزینه های سنگین درمانی را نیز به همراه خواهد داشت؛ پس بهتر است به رغم افزایش بهای شیر، مصرف روزانه این ماده غذایی قطع نشود.

برچسب ها

تمامی حقوق مطالب برای جهان سلامت محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.